تبليغاتX
ஜ¤ღمن به توان ابدیت شادمღ¤ஜ
من در اوجم
سلام دوستان من . کنکوریای گل. میخوام یه مطلب که از سایت گزینه ۲ برداشتم بذارم حالشو ببرید :

1) نیوتن:
 از آنجا که این دانشمند علاقه‌ی زیادی به قبول شدن در رشته‌ی ستاره شناسی یا نجوم داشت، از صبح تا شب خودش را در اتاق حبس می‌کرد و برای قبول شدن در کنکور درس می‌خواند. و از آنجا که وقت یک پشت کنکوری بسیار ارزشمند‌تر از آن است که بیکار وبی‌عار برود و زیردرخت سیب لم بدهد، بنابر این سیبی هم به  سرش نمی‌خورد و جاذبه‌ای هم کشف نمی‌شد و الان بنده و شما، تمام اشیاء و آدم‌های دور و برمان در فضا معلق بودیم!

2) لیلی و مجنون: 
اصولاً بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند بیکار نشستن در خانه یکی از مهم‌ترین عوامل و دلدادگی معروف‌ترین عاشق و معشوق تاریخ ادبیات است. اما اگر هردوی  این عزیزان در عصر ما زندگی می‌کردند آنقدر درگیر کلاس‌های تست و حل دفترچه‌های تست و مطالعه‌ی ضرایب دروس مختلف و فرم انتخاب رشته و کنکور آزمایشی بودند که سال تا سال هم وقت نمی‌کردند یاد هم بیافتند چه برسد به این که مجنون ظرفی ببرد در خانه لیلی که آش نذری بگیرد و چون لیلی زد ظرفش را شکست را بیافتد در کوچه و خیابان و در اقدامی جلف و سبک بزند زیر آواز که:
اگر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

3) رستم:
 درباره‌ی این قهرمان اسطوره‌ای ایران زمین  دو احتمال وجود دارد. یا به جای هفت خوان سنتی و جنگیدن با دیو وعجوزه و اژدها و سیرو عبور از بیابان مجبور می‌شد برود ازتک‌خوان کنکور عبور کند که البته واضح و مبرهن است که خیلی زود(احتمالاً وقتی به تست‌های دروس تخصصی می‌رسید!) می‌فهمید عبور از آن هفت‌خوان در برابر تک‌خوان مثل آب خوردن است.
در حالت دوم، رستم به عنوان طراح سؤال کنکور انتخاب می‌شد و سؤال‌های کنکور سختی را طرح می‌کرد، غافل از اینکه فرزندش سهراب هم امسال کنکوری است و با درماندن از پاسخ دادن به تست‌های پدرش از زندگی نا‌امید می‌شود و یک بلایی سرخودش می‌آورد! ناگفته پیداست که رستم دیر متوجه ماجرا می‌شود و پاسخ نامه(همان نوش داروی سابق) را وقتی کار از کار گذشته، به سهراب می‌رساند.

4) نوستر آداموس:
احتمالاً این پیشگوی معروف فرانسوی تنها فرد مشهوری است که در مواجهه با کنکور غمی به دل راه نمی‌داد چون برای کسی که قرن‌ها قبل حوادث مهمی مثل حادثه 11 سپتامبر و جنگ جهانی دوم را پیش‌بینی کرده، پیش‌بینی این که جواب تست شماره 5 درس ادبیات گزینه الف، ب، ج یا دال است نباید کار دشواری باشد!

5) نیما یوشیج: 
پدر شعر فارسی در مواجهه با کنکور "تست نو" را ابداع می‌کرد که رها از قید و بند‌های تست‌های معمولی و سرشار از خلاقیت بود. در تست‌نو پاسخ خاصی، صحیح فرض نمی‌شد و مهم روش‌های خلاق‌ای بود که داوطلب برای پاسخ به تست ها به کار می‌برد(شیر یا خط انداختن، ریختن تاس، ده- بیست- سی- چهل کردن، اتل متل توتوله خواندن، چشم بستن و انگشت گذاشتن روی کاغذ و سایر روش‌های خلاقه‌ی دیگر)

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اردیبهشت1390ساعت 12:37  توسط ஜ¤ღRo¥Дღ¤ஜ | 
سلام دوستااااااااااااااان من امسال كنكوريم ....

هر كي اومد اينجا و اين مطلبو خوند بايد واسه من دعا كنه اگه نكنه ايشالااااا يه زيگيل گنده نوك دماغش بزنه بيرون ...............خفافظ

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 تیر1389ساعت 20:48  توسط ஜ¤ღRo¥Дღ¤ஜ | 
سلاااااااااااااااااام به دوستان گل وبلاگي خودم .خوش ميگذره ؟ با اومدن بهااااار چه ميكنيد ؟؟؟ خونه تكوني كردين يا نه ؟ آآآآآآآآآخي دلتون برام تنگيده بود ؟؟؟ اللللهي !!!!!!!!! من برگشتم خب چرا گريه ميكنيد حالا .....بسه ديگه ... اومدم بآپم براتون .... اومدم كه بگم

عيد شما مبارك

به قول شاعر گرانقدر " استاد رويا" كه ميگه :

چهره ي هستي به نامت سبز شد

سبز هم با نام تو گو سبز شد

اي بسا كم گر بگويم محشري

چون سپيدي هم به نامت سبز شد



توضيحات :

- سبز رو با يه سبز ديگه اشتباه نگيريد .. اين سبزي بهاره نه يه چيز ديگه

- سپيدي منظور سپيدي برفه و زمستون و ...

- استاد رويا هم كه خود حقيرم هستم ...

حالا بريم سراغ چنتا عكس بهاري :


خدايي لذت ميبريد ؟؟؟



خب ديگه سلامت باشد ...



راستي من و دوستام يعني گروه mar توي مسابقه ي تورنومنت رياضي شركت كرديم . دعا كنيد برنده شيم بااااااشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  جمعه 28 اسفند1388ساعت 21:37  توسط ஜ¤ღRo¥Дღ¤ஜ | 
سلام دوستان امید وارم امتحاناتونو خوب داده باشید ببخشید کم میاما .... آخه درس و زندگی که دیگه واسه آدم وقت نمیذاره .... سالروز پیروزی انقلاب رو هم تبریک میگم ... بهم سر بزنید مرسی ... باااااااااای

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 بهمن1388ساعت 17:17  توسط ஜ¤ღRo¥Дღ¤ஜ | 
سلام دوستان . اومدم تبریک بگم به خاطر مهمونی بزرگی که تا چند روز دیگه شروع میشه :

خدا سفرشو داره پهن میکنه . سفره ای که توش پر از مهر و صفا و نعمت و رحمته . پر از لطفه . سفرش اینقدر بزرگه که همه ی بنده ها میتونن ازش بهره ببرن . همه دعوتن . خدا داره تک به تک برای همه کارت دعوت میفرسته . بعضیا در قلبشونو باز میکنن و این دعوت رو میشنون ، بعضی ها هم در دل هاشون قفله یا وقتی خدا میاد صدای در زدنشو نمیشنون . خدا تو دعوتنامش نوشته : سلام به بنده ی عزیزم . یک سال گذشت و تو توی این مدت خیلی از من دور شدی . منو فراموش کردی در حالی که من همیشه منتظر بودم که تو فقط یه قدم بیای طرفم تا خودم به طرفت ده قدم بردارم ... حالا یه مهمونی گرفتم که همه رو توی این مهمونی دعوت میکنم . تو این ماه میخوام به شیطون مرخصی بدم تا استراحت کنه . خیالت راحت نیستش میتونی راحت بیای و از رحمتم استفاده کنی . اگه نیای شیطون تو خونش بند نمیشه ها !!!! میاد طرفت و شیطونی میکنه . پس پاشو .. پاشو و هر چی زشتی تو دلته بریز دور و بیا به مهمونی من ... قبولت میکنم چون دوستت دارم و بندمی . پس منتظرتم که بیای ... قربانت خدا ... آره خدا دعوتمون میکنه . بیاین همگی بریم مهمونی . مهمونی عشق ... اونجا خدا و فرشته هاش منتظرمونن

دوستان ، اگه دلاتون آسمونی شد ، من رو فراموش نکنین ... التماس دعا ز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 22:33  توسط ஜ¤ღRo¥Дღ¤ஜ | 
سلام دوستان . من برگشتم . خیلی خوش گذشت .جاتون خالی ... مثل خود سربازی بود خداییش. صبحا ساعت ۵ بیدار باش و شب ۱۱ خاموشی بود ... سر کلاساش چرت میزدیم ..... جالب بود . یه سرهنگ هم داشتیم به نام سرهنگ فاطمی که اصل حال بود ...خیلی باصفا بود ..دو تا روحانی هم داشتیم به نام های : حاج آقا موسویان و حاج آقا شرفی ... خیــــــــــــــــــــــــــــــــلی توپ بود خلاصه .

راستی:

 این عید فرخنده مبارک بادت

اشک از دو دیده امانم نمی دهد

این انتظار امید وصالم نمی دهد

دانم که بیایی و خرم جهان کنی

لیکن غریبی و غربت قرارم نمی دهد

آری تویی کلید همه سر این جهان

اینک کسی جواب سوالم نمی دهد

دستم بگیر و مرا فرصتی بده

بی تو کسی ره را به کارم نمیدهد

 سروده ی خودم

سالی بگذشت و من ندیدم رویت

یک سال دگر در انتظار مویت

امسال شوم دوباره عاشق بر تو

یکبار دگر دوان شوم بر سویت

اینبار فقان کشم ز دل با حسرت

آری که منم کنیز خار کویت

تو غایبی و دلم گرفته است کنون

خواهم بشوم مست شراب بویت

معشوق تویی و من سراپا خجلم

هرگز نشوم به سان آن خویت

سروده ی خودم

 

التماس دعا دوستان

!! یا حق !!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 22:53  توسط ஜ¤ღRo¥Дღ¤ஜ | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اشک از دو دیده امانـــــم نمی دهد
این انتظار امید وصـــــــالم نمی دهد
دانم که بیایی و خــــــرم جهان کنی
لیکن غریبی و غربت امانم نمی دهد

پیوندهای روزانه
پروفایل رویا خانوووم
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1390
تیر 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
پیوندها
ღ♥ღآرزو جوووونم ღ♥ღ
ღ♥ღتنهایی که حالا کلی دوست دارهღ♥ღ
ღ♥ღسوزی جـــــــــــونღ♥ღ
ღ♥ღهلیاღ♥ღ
ღ♥ღیه وب دیگه از سوزی جونღ♥ღ
.•* (¤`°•.★ پارادایز ★.•°`¤)*•
...ღآقا امیرღ...
ღ♥ღالیღ♥ღ
ღ♥ღاجق وجق های بی اجازهღ♥ღ
ღ♥ღتنهایی سیلویاღ♥ღ
ღ♥ღآقا احمد ღ♥ღ
ღ♥ღخورشید خانومیღ♥ღ
ღ♥ღدختر دریا ( حوریا )ღ♥ღ
ღ♥ღستاره صبحღ♥ღ
I♥U OpenSky I♥U
ღ♥ღلاله جونღ♥ღ
.•°`¤*•.شهر عاشقان.•*¤`°•.
ღ♥ღناگفته هـــای مهتاب جونღ♥ღ
ღ♥ღوب آقای مختارღ♥ღ
ღ♥ღشعر نو ღ♥ღ
ღ♥ღعشقღ♥ღ
ღ♥ღ... نگار جونم ...ღ♥ღ
ღ♥ღ... پرویز ...ღ♥ღ
--•ღ•☺ HaMeeD☺•ღ•---
ღ♥ღ... شیدا جونم ...ღ♥ღ
ღ♥ღ... سوگند جونم ..ღ♥ღ.
.ღ♥ღ.. مهسا کوچولـــــــــــو ..ღ♥ღ
ღ♥ღ ... آقا علی ...ღ♥ღ
.•*..*•. .•*.زنده رود.*•. .•* *•. .
ღ♥ღپرستو جوووووونღ♥ღ
ღ♥ღماداکـــــــــــــتوღ♥ღ
ღ♥ღشاپـــــــــــرکم شاپـــــــــــرکღ♥ღ
ღ♥ღعشق واقعیღ♥ღ
ღ♥ღ...زهرا...ღ♥ღ
ღ♥ღغزلღ♥ღ
ღ♥ღقفسی برای شب ღ♥ღ
ღ♥ღعشق ما دوتاღ♥ღ
ღ♥ღهمیشه با عشقღ♥ღ
•.•*قاصدکی از سمت کره•.•*
.::JuSt MaSoUd::.
ღ♥ღیلداجونღ♥ღ
ღ♥ღاستقلال آتیش پارهღ♥ღ
㋡مـــــــوش کوچــــولـــــــــــــو㋡
ღ♥ღفرشته هاي آسمانيღ♥ღ
ღ♥ღعشق رویایی ( محمد )ღ♥ღ
ღ♥ღبرای تویی که دوستت دارمღ♥ღ
ღ♥ღعاشقان دیوانه نیستندღ♥ღ
ღ♥ღ پری دریاییღ♥ღ
ღ♥ღشعر های برگزیدهღ♥ღ
۩ ۩ ●•▪·˙·..باغ بهشت˙·.●•▪·.۩ ۩
ღ♥ღالمیراجوووووونღ♥ღ
ღ♥ღعلی کیاღ♥ღ
ღ♥ღمجنون بی کسღ♥ღ
ღ♥ღ(((...سوگند عشق ... )))ღ♥ღ
ღ♥ღعشق و تنهاییღ♥ღ
ღ♥ღ* دست نوشته های یک بیسواد *ღ♥ღ
ღ♥ღعاشق تنهاღ♥ღ
ღ♥ღ بغض عشقღ♥ღ
ღ♥ღتک پسر ( افشین )ღ♥ღ
ღ♥ღو این زندگی ( محمد )ღ♥ღ
ღ♥ღاز دست رفته ( مرجان جون )ღ♥ღ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM